تبلیغات
. - استاد فتحعلی تحسینی, مبارز انقلابی و زندانی سیاسی دوران ستمشاهی درگذشت

استاد فتحعلی تحسینی, مبارز انقلابی و زندانی سیاسی دوران ستمشاهی درگذشت

تاریخ:جمعه 1394/10/4-18:53

پایگاه خبری - تحلیلی تخت نیوز:فتحعلی تحسینی استاد بسیجی و هم بند مقام معظم رهبری در زندان ساواك صبح امروز دار فانی را وداع گفت.

استاد فتحعلی تحسینی  از مبارزین انقلاب اسلامی  صبح امروز جمعه  چهارم دی ماه بعد از تحمل یک سال بیماری و عمری تلاش در راه اعتلای فرهنگ  انقلاب اسلامی  و تربیت شاگردان بسیار  در سن هفتاد و پنج سالگی به دیدار معبود شتافت .

شادروان تحسینی دارای کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه تهران و سطح علوم حوزوی، بود

وی از مهمترین مبارزان دوران انقلاب و زندانی سیاسی دوران ستمشاهی پهلوی،به شمار می رفت.

از سمت ها ودیگر سوابق می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 نماینده تام الاختیار اداره کل کار و امور اجتماعی در تاسیس دانشگاه جامع علمی کاربردی، رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی دهخدا تکاب، استاد نمونه دانشگاه جامع علمی کاربردی آذربایجان غربی، ۳۷ سال تذریس در سطوح مختلف، مدرس قرلئت و تفسیر قرآن کریم، ترجمه آثاری از رابلایز، ژول ورن، ولتایر و مولیر ( نویسندگان فرانسوی)، تالیف فرهنگ لغات ترکی ـ فارسی.

استاد فتحعلی تحسینی معلم بازنشسته و از مبارزین دوران انقلاب اسلامی صبح امروز بعد از تحمل یک سال بیماری و عمری تلاش در راه تحقق اهداف بلند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و تربیت شاگردان بسیار  در سطح مدرسه و دانشگاه در سن هفتاد و پنج سالگی به دیدار حضرت حق شتافت.

استاد تحسینی پایه گذار اولین دانشگاه  شهرستان تکاب ( مرکز علمی و کاربردی دهخدا -  سال 1376 ) پس از کسب رتبه ممتاز کنکور سراسری ، وارد دانشگاه تهران شد و  در رشته زبان و ادبیات فرانسه به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۵۶ با بازگشت به زادگاه خود در دبیرستانهای شهرستان به تدریس عربی و ادبیات فارسی  در سال چهارم فرهنگ و ادب پرداخت .

استاد تحسینی  در حمله شبانه ساواکی های رژیم طاغوت در جریان جنبش دانشجویی ۱۶آذر سال ۱۳۵۳ دستگیر شد و بنا به اظهار خود استاد در یکی از مصاحبه های منتشر شده از ایشان : شبانه به خانه ام ریختند که کتاب ها و آثارم لگدکوب قوائم و اقلام گشته و به تاراج رفت حدود یک ماه در کمیته مشترک ضد خرابکاری بازداشت بودم که به زندان اوین منتقلم کردند و پس از یک ماه گرفتاری در اوین دوباره به کمیته مشترک ساواک بازم گردانیدند پس از ده ماه شکنجه و زندان که آزاد شدم شش ماه حق خروج از تهران را نداشتم و همیشه می بایستی خودم را به اداره حفاظت آموزش و پرورش معرفی می کردم و سایه به سایه ساواکی ها در تعقیبم بودند.

مرحوم تحسینی ضمن اینکه در طول حیات خود موفق به کتابت کلام الله مجید شده بودند ، از روزهای اسارت خود به دست ساواک از حضور مقام معظم رهبری و شهید رجایی در سلول های 20 و 18 بند 2 کمیته مشترک ضد خرابکاری چنین اظهار داشته بود : سلول 19 بند 2 که بنده و هم سلولی هایم در آن بودیم و سلول 20 " مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مدظله العالی " و سلول 18 " شهید بزرگوارامان محمدعلی رجایی " قرار داشت و سلول ما پیام رسان و واسط این دوم مقام بزرگوار بود.

پایگاه خبری تحلیلی تخت نیوز ضمن تسلیت به خانواده محترم آن عزیز سفر کرده و جامعه انقلابی و فرهنگی تکاب به اطلاع همشهریان فرهنگ دوست شهرستان می رساند، پیکر پاک این جانباز و مبارز انقلابی فردا شنبه ساعت 10 صبح 5 دی ماه بعد از تشییع در گلزار مطهر شهدای تکاب به خاک سپرده خواهد شد 
زمدیگینامه فتحعلی تحسینی استاد بسیجی و هم بند مقام معظم رهبری در زندان ساواك به روایت خودش:

اینجانب فتحعلی تحسینی كارشناس ارشد زبان و ادبیات فرانسه  دبیر بازنشسته و استاد و موسس دانشگاه علمی كاربردی در شهرستان تكاب، در یك خانواده كاملا مذهبی به دنیا آمدم؛ پدرم قاری قرآن و موذن خوبی بود.

قبل از دوره دبیرستان و دبستان در محضر حضرت حج‌ الاسلام حاج شیخ اسدالله مومنی عم جزء و مشق خط یاد گرفتم در مهر ماه ۱۳۲۶ در دبستان ملی محمدیه و در مهر ماه ۱۳۳۲ در دبیرستان نوبنیاد سعدی مشغول تحصیل شدم همزمان با دوره های دبیرستان در محضر حضرت آیت‌الله خسروی (نماینده حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی) مدت چهار سال مشغول فراگیری علوم حوزوی بودم؛  دانشسرای مقدماتی و علوم ادبی را هم ضمن خدمت معلمی به پایان رساندم .

ده سال در دبستان و دبیرستان سعدی مشغول تدریس بودم در مهرماه ۱۳۴۷ به تهران منتقل شدم. در تهران مشغول گذرندان دوره ضمن خدمت آموزگاری در انستیتو فرانسه ( شاخه دانشگاه سوربن) شده و  با رتبه ممتاز موفق به اخذ مدرك  دیپلم زبان فرانسه  شدم.

پس از قبولی با رتبه ممتاز كنكور سراسری دانشگاه تهران مشغول ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات فرانسه بودم در سال ۱۳۵۳ جنبش دانشجویی ۱۶ آذر شدت بیشتری نسبت به سالهای قبل داشت و هر روزه درگیری‌های مختلف با گاردیهای دانشگاه وجود داشت و بگیر و ببند ها هرروز بیشتر هم می شد كه در حمله شبانه ساواكی‌های رژیم طاغوت ( كه متطقه مسكونی ما را از پل راه آهن تا كشتارگاه و حوالی آن را قرق كرده بودند) گرفتار شدم. شبانه به خانه‌ام ریختند كه كتاب‌ها و آثارم لگدكوب قوائم و اقلام گشته و به تاراج رفت؛ حدود یك ماه در كمیته مشترك ضد خرابكاری بازداشت بودم كه به زندان اوین منتقلم كردند و پس از یك ماه گرفتاری در اوین دوباره به كمیته مشترك ساواك باز گردانیدند. پس از ده ماه شكنجه و زندان كه آزاد شدم شش ماه حق خروج از تهران را نداشتم و همیشه می‌بایستی خودم را به اداره حفاظت آموزش وپرورش معرفی می‌كردم و سایه به سایه ساواكی ها در تعقیبم بودند

سلول ۱۹ بند ۲ كه بنده و هم سلولی هایم در آن بودیم و سلول ۲۰ ( سلول مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای) و سلول ۱۸ ( سلول شهید بزرگوارمان محمد علی رجایی) قرا داشت و سلول ما پیام‌رسان و واسط این دو مقام بزرگوار بود؛ كه هم نشینی با این دو بزرگوار سختی سلاسل را شیرین می‌ساخت .

یك روز با برقراری ارتباط با سلول ۲۰ از محضرشان پرسیدم:خودتان را معرفی فرمایید؟

فرمودند: سید علی خامنهای یك روحانی هستم.

گفتم: آقا چه درجه‌ای دارید؟

فرمودند: درجه اجتهاد.

پرسیدم: آقا این درجه را از چه كسی دریافت كردید؟

گفتند: از آنكه صد قافله دل همره اوست.

من به خود لرزیدم و با خود گفتم این روحانی یك روحانی معمولی نیست  بسیار گرانقدر و والا تبار است كه در ارتباط‌های بعدی هم این عزت، عظمت و روحانیت بیشتر و بیشتر متجلی می شد.

تا اینكه زمزمه‌های انقلاب اسلامی‌مان تبدیل به فریاد شد و طاغوت را فراری داد و این روزگار تلخ‌تر از زهر گذشت و حضرت امام خمینی آمدند و انقلابمان پیروز شد و سلاسل سخت از دست و پای آزادگان برداشته شد.

شبانگاه بیست و دوم بهمن ماه بود در درونم غوغایی  … سلسله خاطرات با یاد هم سلسله‌هایم كه وجودشان رحمت و قوت بود، با دوك آفتاب تاب می‌خورد كه ناگهان سرود ای ایران ای مرز پر گهر از رادیوی همنشینم طنین انداز شد، نور پیروزی انقلاب در دلم درخشید و یكباره تمام رنجهای سلاسل را بریده به خیابان دویدم: شور قیام برپا بود، خرد و بزرگ، صغیر و كبیر، سواره و پیاده سراندازان و پای افشان دور هم می‌چرخیدند و پیروزی انقلاب اسلامی‌مان را تا فرا سوی آسمان فریاد می زدند ،

امام خمینی آمد و توی دهن دولت طاغوتی زد و دولت تعیین كرد … و فرمود: وحدت كلمه داشته باشید: وحدت كلمه داشته باشید؛ جمهوری اسلامی نه یك كلمه كمتر و نه یك كلمه بیشتر و سپس وحدت حوزه و دانشگاه ؛ روز جهانی قدس وحدت مسلمین را اعلام فرمودند و من در اینجا بود كه جواب حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای را دریافتم.

در سال ۱۳۵۶ به تكاب منتقل شدم  و در دبیرستانها به تدریس عربی و ادبیات فارسی و در سال چهارم فرهنگ و ادب پرداختم و با درصد قبولی بیشتر مورد تشویق مدیران كل آموزش و پرورش استان بودم.

در مهرماه ۱۳۷۶ نماینده تام‌الاختیار اداره كل كار و امور اجتماعی آذربایجان‌غربی جهت تاسیس دانشگاه علمی كاربردی دهخدا در تكاب انتخاب شدم  كه ضمن قبول مسئولیت مدیریت آن دانشگاه، به تدریس ادبیات فارسی و عربی هم پرداختم.

در سال ۱۳۸۸هم استاد نمونه مركز علمی كاربردی  واحد استانی دانشگاه جامع علمی كاربردی استان آذربایجان غربی بودم.

بنده از بدو تاسیس كتابخانه از سال 1376 عضو آن بوده‌ام و در موضوعات دینی، مذهبی، فلسفه و منطق، ادبیات فارسی، زبان فرانسه، ادبیات عربی و... كتاب به امانت برده و مطالعه می كردم.

امروزه همانطور كه می‌دانیم با توجه به روند روزافزون انتشارات هیچ كتابخانه‌ای قطعاً نمیتواند تمام منابع مورد نیاز مراجعانش را فراهم كند اما كتابخانه عمومی تكاب میتواند علاوه بر گسترش كمی منابع باید در جهت كیفی سازی و انتخاب بهترین منابع گام بردارد.

متاسفانه امروزه با ظهور سرگرمی‌های جدید و  تفننی و اقسام مختلف بازیهای كامپیوتری دیگر جوانان آنچنان كه شایسته هست به سمت مطالعه حركت نمی‌كنند اما با این حال با تشویق آنان به مطالعه از سوی والدین، استادان، معرفی كتابهای ارزشمند، برگزاری مسابقات كتابخوانی و اهدای جوایز  در گسترش فرهنگ عادت مطالعه موثرند



نوع مطلب : فرهنگ و هنر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.